جون مامانم !!!
مطالبی از کتب ثلاثه (کالباس نامه . رساله کالباسیه . بحار الکالباس) و دیگر کتب الکالباس
شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند کالباس را توی تبریز
به جرم نقض قانون اساسی
و بعضی گفتمان های سیاسی
ولی کالباس دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش
که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی
اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش
اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار
تمامش از فشار بازجویی ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست
گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد
گشود و دید با حال و مآبی
نوشته شوهرش با خط آبی:
عزیزم، عشق من، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟
اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو
من این جا راحتم، کیفور ِ کیفور
بساط عیش و عشرت جور و واجور
در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است
کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم
هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است
در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد
کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟
همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم
در این جا بازجو اصلا نداریم
شکنجه، اعتراف، عمرا نداریم
به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم
عزیزم، حال من خوب است اینجا
گذشته عمر، مطلوب است اینجا
کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست
همه چیزش تماما بیست اینجا
فقط خودکار قرمز نیست اینجا...!!
برگرفته از: کتاب آن سرخپوست کالباس خود را قورت داد
اي قوم به حج رفته کجاييد کجاييد
معشوق همين جاست بياييد بياييد
آغاز خروج ثروت از ایران و ورود آن به عربستان سعودی عزیز به ویژه جیب سلطان عبدالمریض را به عموم بچه های خیابانی و فقرا و حلبی نشینان ایران و شاهزاده های کاخ نشین و بی درد عربستان تبریک می گوییم.
ستاد توزیع کالباس یارانه ای بین الدول ایران و عربستان
شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند....
برگرفته از : نقل احوالات مردان کالباسی (فصل۸- ايتالو کالوينو)
در پی پیغام و پسغام اهالی کیش به جناب کالباس (حفظ الله) جهت رفع و رجوع موارد مطرحه شان، جناب کالباس تصمیم به مراجعت به آن دیار محصور نمودند و با چهارچرخی از دیار سپاهان عازم طهران شدندی و بواسطه طیاره ای از آن مکان پر دود خود را به دیار کیش رسانیدندی. البت که 1000 بار بر فرشتگان و اجنه سلام و درود فرستادندی که طیاره، نیک طیران کند و نیک سکنی گزیند که به حمدالله دعایش به بار نشست و نگاهش به یار.
کیش در پیش بود و ریش [همریش = باجناق] در فکر نیش ! جیش فراوان همی گرفتندش و پول در پی خرید فیش !
در انجمنی فرو نشست که بدو گفتندی، تو که در کلام بر ما سر آمدی چیزی بفرما که ما را خوش آید. به آنها فرمود : در پی خرید درهم امارات باشید که روزی خود و رزق مردم در آن باشد. به ایشان گفتند که جستجو کردیم و نیافتیم. کالا از سین [چین] می آوریم. کالباس (حفظ الله) نیک بر اطراف نگریست و بانگ سر داد: خدایا، خداوندا، مملکت سین را از ما نگیر که خلق از نبودش لت و پار می شوند. زمین ببوسید و برفت.
برگرفته از: کالباس نامه
کالباس (حفظ الله) گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
برگرفته شده از: بحارالکالباس
چند روزی هست که دوستان در برنامه های رادیویی اصرار دارند که به ما تحمیل کنند که ایران در تولید علم در سال گذشته رتبه اول شده است !!! نظر جناب کالباس (حفظ الله) را در این مورد بخوانید:
علم چیز خوبی است. من پارسال و امسال خیلی آن را در اطرافم احساس کردم. دارم علم زده می شوم. من امسال به بلاد کفر بسیار سفر کردم تا آنها را ارشاد کنم ولی اینقدر علم ندیدم. این مردم ما خیلی ناشکر هستند که نمی فهمند که علم زیاد شده. من پراید ۸۹ سوار شدم دیدم خیلی علمی تر شده. تازه این که چیزی نیست. من یک نفر را سر چها راه دیدم که علم می فروخت ! شاکر باشید که ما در دنیا اولیم. به دور و اطراف خود نگاه کنید و آثار علم را که ما در آن اولیم خوب ببینید. نمی بینید؟؟؟ خب حتما کور هستید. خدای عز و وجل، شفای عاجل دهد شما را.
برگرفته از: کالباس شرق
چند روز گذشته، در یک برنامه رادیویی، چند جانباز جنگ تحمیلی با برنامه تماس گرفتند و گفتند که دارای بیماری های صعب العلاج شده اند و یا از پس هزینه های خرید داروهای خارجی برای بیماریشان بر نمی آیند و "بنیاد شهید"، هیچ کمکی به آنها نکرده یا کمک های خود را قطع کرده است !!!
یاد این سخن حضرت علی افتادم که فرموده اند: "حق دادنی نیست، حق گرفتنی است."
مسئولین دلسوز ما (!!!!) از گرفتن حق چه برداشتی دارند !؟ انتظار دارند این شهیدان زنده به زور حق خود را بگیرند یا حق مسلم خود، که نه انرژی هسته ای و مانند آن است، بلکه فقط تعدادی دارو است را از جنابین ایشانین، گدایی کنند !!!
ای آقایان، این بزرگ مردان را که با یک دنیا، با دست خالی روبرو شدند و سیلی محکمی به دشمنان ایران و ایرانی زدند را به التماس و گدایی وا ندارید. خدایا تو خود، ما را به راه راست هدایت کن.
برگرفته از: دل نوشته های کالباس
شورای فرهنگ عمومی جمهوری اسلامی، روزهای «گل و گیاه»، «اسناد ملی» و «گفتوگوی تمدنها» از تقویم رسمی سالانه کشور را حذف کرده و روزهای «مبارزه با استعمار انگلستان»، «روز غزه»، «مقاومت و پایداری» را به تقویم ملی کشور افزود !!!
.
پیشنهاد جناب کالباس (حفظ الله) برای جایگزینی روز "گفتگوی تمدن ها" در تقویم:
۱- جنگ تمدن ها
۲- جنگ تمدن ها با بی تمدن ها
۳- گفتگوی بی تمدن ها
۴- گفتگوی تمدن ها با بی تمدن ها
۵- همه موارد
۶- هیچکدام
و همچنین نمونه های این پیشنهادات نیز برای ذهنیت بخشیدن به مردم عزیز ذکر گردید:
۱- جنگ بین تمدن عراق و تمدن کویت. جنگ بین تمدن بورکینافاسو و تمدن سومالی
۲- جنگ بین تمدن چچن با بی تمدن روسیه
۳- گفتگوی بین بی تمدن فرانسه با بی تمدن آلمان در اجلاس سالانه اتحادییه اروپا
۴- گفتگوی تمدن فلسطین با بی تمدن اسرائیل
۵- مذاکرات ایران با جهان
۶- مذاکرات آمریکا با جهان
برگرفته از کالباس نیوز
به نقل از خبرگزاری کالباس نیوز روز گذشته جناب کالباس (حفظ الله) مشغول تهیه آش وردنجانی بودند که پیاز و شلغمی را نصف کرده و درون ظرف مسی انداخته و متوجه تشعشع رادیواکتیو شدند. منابع مطلع خبر دادند که جناب کالباس با دفتر آقای .... تماس گرفتند و گفتند که من این را کشف کردم. یک کاریش بکنین !!! ۳ دانشگاه ایتالیایی و انگلیسی به دنبال انجام مصاحبه علمی با جناب کالباس می باشند.
برگرفته از: کالباس نیوز
چند روز پیش جناب کالباس (حفظ الله) برای درمان به بیمارستان مراجعت نمود و حدود یک ساعت در آنجا جلوس نمود. پس از رجعت به سوی اتوموبیل و بازگشایی مجدد صندوق عقب متوجه دستبوسی سارقین محترم (یا حتی محترمه) شدند که اجناسی را از جهت رفع حاجت به عاریه گرفت بودند. بعد از تماس با ۱۱۰ محترم و رجوع آن دوستان با وفا بعد از دقایق کثیری، بدون انگشت نگاری در پی دک کردن جناب کالباس جد فراوان نمودند و خلاصه امر نمودند که به کلانتری محل رو و وقتی کالباس چنان کرد در آن محل گفتند چرا اتوموبیل را جابجا کردی و دیگر اثر انگشت دوستان طیار باقی نمانده و برو پی کارت ای رفیق تا خودت را سارق معرفی نکرده ایم !!! در همان کلانتری یک حادثه فوتی و سرقت دیگر بعلاوه یک خانم مثلا بد حجاب که در همان بیمارستان با مامور نیروی محترم انتظامی در افتاده بود (که احتمالا ور افتاده بود) نیز همراه کالباس اوقات را بر دوستان سبز پوش تلخ کرده بودند !!! ولی جالب اینجاست که فقط به کار خانم بدحجاب رسیدگی می شد !!! و در پی نشان دادن چنگ و دندان به ایشان بودند و ما بقی شاکیان واقعی کشک الیگودرز بودند !!!
در آن هنگام سماغ مکیدن جناب کالباس یاد اشعار دوران شباب در استودیوم های ورزشی- ارزشی افتاد که بعد از کتک خوردن با باتوم (رحمت الله) به دلیل ورزش دوست بودن و برای تکرار نشدن آن می سرود:
نیروی انتظامی، تشکر، تشکر
البته اگر این شعار کارگر نمی افتاد، غضب می نمود و رو به این نیروی پر نیرو بانگ همی داد:
سرور هر چی آبیه..... نیروی انتظامیه (البته متذکر می شوم که فقط سپاهان قهرمان)
چنین شد که جناب کالباس زمین ببوسید و برفت !!!
برگرفته از: کالباس شرق
مصرف بیش از ۱ عدد پیاز در شبانه روز باعث قطع جیره این ماده خوراکی مغذی برای مصرف کنندگان عزیز می شود.
برگرفته از: کالباس نیوز
برگرفته از: کالباس نیوز
آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟
آیا میدانید : ...
برگرفته از: کالباس نامه
برگرفته از: کالباس نیوز